برایِ ابرهای ِ همیشه ی پشتِ پلک های تو
دیگر کاری از دست هایِ من بر نمی آید
جز پهن کردن ِ چشم هات بر بند آسمان
و آویختن به دامن ِ خورشید...

شعر از خانم اعظم حسن تقی